أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

605

مناقب العارفين ( فارسى )

استسقا كردن عاجز گشتند و حضرت سلطان ولد ذر سفر بوذ ؛ اكابر و اعيان شهر آن فرجى را از من التماس كردند « 2 » و بصحرا بيرون رفتند و خذاوند او را به حضرت « 3 » خذاوند « 1 » خذاوندان شفيع آورده باران خواستند حق تعالى چندانى « 4 » باران رحمت فرستاذ كه در بيان آيذ ؟ تا « 5 » تمامت تشنگان جهان سيراب گشتند و اهالىء شهر بجمعهم اعتقادات نموذه چندان خدمتها كردند كه توان گفت ؟ و آن سال دخل باغ را بنه هزار درم فروختم و چندانى گندم برداشتم كه قوصره‌ها « 7 » و انبارها پر كردم ؛ عاقبت‌الامر چون خدمت ملك الخلفاء ، افتخار العارفين ، حسيب « 8 » و « 6 » نسيب جهان ، مقبول الاوليا چلبى اوحد الدين ساميسونى ابقاه اللّه تعالى به حضرت سلطان العارفين چلبى عارف قدّس اللّه سرّه العزيز ارادت آورده اجازت و عنايت و رعايت بىنهايت حاصل كرده به قونيه رسيذ آن فرجى مبارك را از خدمت مولانا فخر الدين به حوزهء حصول آورده شش‌صذ عدد شكرانه داذ و تمامت مجاوران حضرت را على الانفراد از كمال اعتقاد و وفور اتّحاد بخشايش فرموذ و الحالة هذه آن تبرّك متبرّك به نزد او بزرگست و السلام « 3 / 596 » همچنان منقولست كه « 16 » چون خدمت فخر العارفين ، معدن الاسرار ، صاحب البصيرة ، ملك الابدال شيخ سنان الدين آق‌شهرى كلاه دوز طيّب اللّه نفسه بعد از سفر بسيار به حضرت خذاوندگار رسيذ ، پرسيذ كه درين سفرها هيچ به مردى رسيذى ؟ خدمت سيدى محمود را چون ديذى ؟ و بچه مشغولست ؟ سر نهاذ و گفت :

--> ( 3 / 596 ) Z 169 ب B 158 ب K 107375 ، II , H ؛ 34 ، II , T ( 2 ) كردند و BK : كرده Z ( 3 ) به حضرت ZB : - K ( 1 ) خذاوند ZB : به خداوند K ( 4 ) چندانى ZK : چندان B ( 5 ) تا BK : - Z ( 7 ) قوصره‌ها BZ انبارها K ( 8 ) حسيب . . . جهان : - B ( 6 ) و K : - Z ( 16 ) كه BZ : - K